سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
42
تاريخ ايران ( فارسى )
از انظار پنهان كند . چه آن بيشتر شبيه بيك مسخرهاى است كه چهرهاش را با برقع پوشيده باشد ، اما از روى قياس و عقل چنين تصور مىرود كه سلطان سلجوقى چندان متوجه اين نكته نبوده است ، بلكه او بعد از انجام اين مراسم و تجليلى كه از او به عمل آمد پيش خود خيال مىكرد كه از حالا بواسطهء رئيس مذهب اسلام و بدست او سلطنتش رسميت پيدا نموده و تاج او صورت حقيقت و حقيت به خود گرفته است . بارى طغرل قريب بيك سال در بغداد توقف نمود كه درين ميانه برادرزادهاش خواهر آلپ ارسلان را به عقد نكاح خليفه درآورد و بعد بفتوحات خود ادامه داده و تا گرجستان و ايبرى منتهى ساخت و با قواى روم شرقى روبرو گرديد . گبن « 1 » در اينجا چنين مىنويسد : « اين شبان يكنفر مأمور يا يكى از نسقچيان خودش را در قسطنطنيه بنزد امپراطور فرستاد و از وى مطالبهء باج و خراج نمود اين فاتح دائمى سلجوقى در برگشتش ببغداد به پاس فتوحاتى كه كرده بود لقب بلند آوازهء « سلطان الخافقين » به او اعطاء شد . او يكى از خواهران خليفه را بزنى خواستار شد و اين افتخار بزرگ براى او با بىميلى مورد قبول واقع گرديد ولى قبل از آنكه اين امر انجام گيرد او از اين جهان درگذشت . ركن الدين ابو طالب طغرل بيك در مرحلهء هفتاد سالگى از دنيا رفت ، وى قائد و پيشواى تركان دلير بيشمارى بود كه از مشرق برخاستند و هرچند همگى مسلمان بودند ، ليكن تمامى سلطنت و امارتهاى اسلامى را برانداختند ، همان سلطنت و امارتهائى كه تابع خلافت و قول وفادارى بخليفه داده بودند . او كه از شخصيتهاى برجسته بشمار ميآيد طائفهء خود را سر بلند كرده از گلهچرانى و راهزنى به جائى رسانيد كه داراى امپراطورى وسيع گرديدند . از حالات اين مرد فوق العاده كم بر ما معلوم است ، جز اينكه مينويسند كه او در هنگام ضرورت تند و خشن يا سخت دل بود . در آئين و رسوم مذهبى خود سخت و دقيق و بالاخره رازپوش و سرنگهدار بوده ، ليكن زياده از قدريكه تربيت و پرورش او و نيز اوضاع و حالات اقتضا كند داراى فتوت و جوانمردى بوده است .
--> ( 1 ) - Gibbon